امشب رویای جشمانت را خواهم دید... چه زیباست پیچیدن بوی عطرت در اتاقی که از تو خالیست چه زیباست حس کردن دستانت با دستانی که از تو دور است چه زیباست شنیدن صدای خنده ات در شبی که تو نیستی
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:42 توسط اردشیر همتی
|
شعر (عنوان این وبلاگ برگرفته از کتاب "برف" نوشته مکسنس فرمین است)